Sunday, September 30, 2007

NO WAR!

جنگ نه

NO WAR
PAS DE GUERRE
Photo: Anonyme

Friday, September 28, 2007

TEST!

.تو آزموده ای
.من آزموده ام
یک
دو
سه
.تست می کنم

.عکس ایراد داره، می دونم. اما این هم تست هست، تست

Wednesday, September 19, 2007

فعلا

.این روزها وحشتناک درگیرم، پس هر زمان که وقتی پیدا کنم، خواهم نوشت

Sunday, September 9, 2007

...

،چرخ می خورد در انعکاس چشمهایت
.نگاه سرگردانم
،نمی بینی
،پلک می زنی
.اشک است، سرازیر می شود

Monday, September 3, 2007

پایان


.زن به آرامی از پله ها بالا می رود
مدتی ست دیگر وقت راه رفتن، یا بالا رفتن از پله ها، پشت سرش را نگاه
.نمی کند
.زن می داند کسی همراهش نیست

.او در انتظار کسی ننشسته است
.زن از پله ها پایین می آید، آرام و روان
.آن روزها که مرد فکر نمی کرد که زن دیوانه است
،می گفت آن قدر روان قدم برمی داری، گویی جویباری را نگاه می کنم
.روان
زن به جریان سیال هوا در پیچ و تابِ پرده ی پنجره نگاه می کند
زن پنجره را باز می کند، رطوبت زمینِ تراس را کف پاهایش احساس
.می کند
.زن می خواهد رها باشد، آزاد
.نه در دغدغه ی سی سالگی، نه زیبایی گل های رز
.نه غم باران را بخورد و نه دیوانه ی رنگ هوا باشد
.و نه عاشق مرد
.پای اول روی لبه ی تراس، پای دوم، حفظ تعادل برایش آسان نیست
این یک امتحان است، پرواز از طبقه ی پنجم، رها ، آزاد، روان چون
.جویبار
.مرد دلتنگ زن است، برمی گردد
.زن پرواز را تجربه می کند، رها از هرچه هست
...پرواز