Wednesday, January 31, 2007

گذر



.باز هم از همه تنهایی گذشتم
،بی تو
،و باز هم
...بی تو

Saturday, January 27, 2007

باران


...می بارد آسمان این روزها

Thursday, January 25, 2007

سفر




.رفتم سفر

.مدت زمانی بس طولانی نبودم
...رفتم
.آروم، آروم توی تاریکی گم شدم. زیر لب ذکر گفتم، غزل خووندم، دور خودم چرخیدم و چرخیدم
،دستام رو دراز کردم رو به آسمون تا ستاره بچینم، خدا دستام رو گرفت، روی پاهای خدا نشستم
.گرم شدم،بغلم کرد و آروم شدم
.آروم،آروم توی تاریکی رفتن،زیر لب ذکر گفتن و توی دل غزل خووندن، آدم رو عاشق می کنه


،من انسانی عاشق

،محتاط

،رها

و مهربان با خود

.هستم،هستم،هستم