آرامش
Friday, May 25, 2007
کجا؟
کی بود و کجا ، یادم نیست.
اما تو بودی و من.
تو آفتاب بودی و من آسمان.
نگاهت می کردم، نوازشم می دادی.
دیر شده،
دیگر نه تو هستی
و
نه من.
آفتاب رفته، آسمان تنهاست.
دیر آمدی
...
Monday, May 14, 2007
...
! شعر خواندن هایمان را به یاد داری؟
آن قدر از حس تلخ ِ رفتن خواندی
...
.دیگر حتی جای خالی ات را نمی شمرم
Tuesday, May 1, 2007
جاناتان
در تکاپوی همین لحظات کوتاه ،
تمام شدنی ،
خواهم آمد.
بمان
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)